
دلتنگى يك چيز غريبى است. پيش از آن كه كسى را بشناسى وجود دارد. هنوز نديدهاىش كه سر و كلهاش پيدا مىشود. در تمام اوقاتى كه با او هستى ادامه دارد. دور كه مىشوى، جدا كه مىشوى، باز هم سر جايش مىماند. شروع ندارد، تمامى هم ندارد. اوجش؟ معلوم نمىكند. گاهى وقتى در دوردستترين نقطهى دنياست، گاهى وقتى بى هيچ فاصلهاى به تو چسبيده است. دلتنگى يك چيزِ غريبِ مزخرفى است....
ادامه مطلب